۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شعر» ثبت شده است

تا شقایق هست...

ظهر تابستان است‌
سایه ها می دانند، که چه تابستانی است
سایه هایی بی لک‌، 
گوشه یی روشن و پاک‌، 
کودکان احساس‌! جای بازی این جاست‌ 
زندگی خالی نیست‌ 
مهربانی هست‌، سیب هست‌، ایمان هست‌ 
آری 
تا شقایق هست‌، زندگی باید کرد...

سهراب سپهری

  • mitra .mo
  • چهارشنبه ۸ شهریور ۹۶

بیتی شعر

 

تو مرا یاد کنی یا نکنی
باورت گر بشود یا نشود
حرفی نیست!
اما نفسم می‌گیرد
در هوایی که
نفس‌های تو نیست....

سهراب سپهری

  • mitra .mo
  • پنجشنبه ۲۶ مرداد ۹۶

شعر

  • mitra .mo
  • جمعه ۶ مرداد ۹۶
نشانم فرشته ی پاکی ست
پیشه ام دلدادگی
نگاهم خاص
مهربانیم مرزی نیست
من یک شهریوری ام
نویسندگان